ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
634
معجم البلدان ( فارسى )
يكى آن زنّير و زنّار است . عمرانى گويد : اين جايگاه در سرزمينى نزديك « جرش » است . لبيد آن را در شعر خود چنين آورده است : لهند بأعلى ذى الأغرّ رسوم * الى احد كأنّهنّ و شوم [ 648 ] فوقف فسلّى فأكناف ضلفع * تربّع فيه تارة و تقيم بما قد تحلّ الواديين كليهما * زنانير منها مسكن فتدوم « 1 » ابن مقبل نيز چنين مىسرايد : يا دار سلمى خلاء لا أكلّفها * الّا المرانة كيما تعرف الدّينا تهدى زنانير ارواح المصيف لها * و من ثنايا فروخ الكور تأتينا « 2 » گويند زنانير در اين شعر به معنى شنزار است و كور به معنى كوه است . زنبر [ ز ب ] بر وزن عنبر به گفتهء عمرانى نام محلهاى در مصر است . و گمان مىكنم كه بو بكر احمد پسر مسعود پسر عمر پسر ادريس پسر عكرمه زنبرى « 3 » مصرى بدانجا نسبت داشته باشد . او از ربيع پسر سليمان و از محمد پسر عبد الله پسر عبد الحكم روايت دارد . بو ذر عمّار پسر محمد پسر مخلّد تميمى و بو القاسم طبرانى از وى روايت دارند . او به سال 333 درگذشت . زنبق « 4 » [ ز ب ] با باى تك نقطه و قاف پايانين بر وزن غندر ، زمينى است در بصره كه به گفتهء نصر در ميان فرات و دجله است . زنجان « 5 » [ ز ] با جيم و الف و نون پايانين . شهر بزرگ و مشهور از بخشهاى كوهستان كه ميان آنجا و آذربايجان است . نزديك أبهر و قزوين و ايرانيانش زنگان با گاف گويند . گروهى از دانشمندان و حديث شناسان از آنجا برخاستهاند . از گذشتگان ايشان است : 1 - احمد پسر محمد پسر ساكن زنجانى « 6 » . او از اسماعيل پسر موسى دختر زادهء سرى و عدهء بيشمار ديگرى روايت دارد . عثمان عفّان در سال 24 براء پسر عازب را به ولايت رى بگمارد و او را بر ابهر يورش برد و آن را با جنگ بگشود . سپس بر قزوين چيره شد . سپس به زنجان رفت ، و آن را نيز با جنگ بگشود . از كسانى كه به زنجان نسبت دارند : 1 - عمر پسر على پسر احمد بو حفص زنجانى « 7 » فقيه است . او به دمشق آمد و از بو نصر پسر طلاب برشنود و در آنجا از بو جعفر احمد پسر محمد سمنانى دادرس موصل حديث نقل مىكرد . وى حديث را در بغداد از او شنيده بود . بو على حسين پسر احمد پسر مظفر پسر جريضه مالكى از وى روايت دارند . او فقه را بر بو طيب طبرى و كلام را بر بو جعفر سمنانى آموخته بود و كتابى نگاشت كه [ 949 ] آن را المعتمد ناميده بود . شريف بو الحسن هاشمى گويد : اين مرد بيش از آنچه مىدانست ادعا مىكرد و در بسيارى از آنچه از او پرسيده مىشد ، پاسخ نادرست مىداد . او به بغداد در جمادى يكم سال 459 درگذشت و در كنار گور سريج به خاك شد . 2 - سعد پسر على پسر محمد پسر على حسين زنجانى « 8 » بو القاسم حافظ . او به جهانگردى پرداخت و با استادان بسيار در سرزمين مصر و شام و سواحل بزيست و در پايان عمر در مكه بماند و به مقام شيخ الحرم ارتقا يافت . او پيشوايى حافظ ، مورد قبول همگان ، پرهيزكار ، پر عبادت ، صاحب كرامت ، و نشانهها بود . مردم براى كسب تبرك به سوى او مىرفتند و هرگاه براى طواف مىرفت راه را براى او بازمىكردند و دستهاى او را مىبوسيدند بيش از آنچه حجر الاسود را ببوسند . او از بو بكر محمد پسر عبيد زنجانى در آنجا برشنود و از بو عبد اللّه محمد پسر فضل پسر مطيف فرّا و از بو على حسين پسر ميمون پسر عبد الغفار پسر حسنون صدفى و از بو القاسم مكّى پسر على پسر بنان حمّال در مصر و از بو الحسن على پسر سلام پسر امام غربى در آنجا و از بو الحسن محمد پسر على پسر محمد بصرى ازدى
--> ( 1 ) . هند در بالاى « ذى الاغر » نشانههايى دارد . براى يكشنبه و علامتهايش . پس از آن به « وقف » : « سلّى » و پيرامون « ضلفع » گاهى در آنجا بهاره را مىگذرانند و گاهى مقيم مىشوند . به آنهايى كه دو دره به يكديگر مىرسند و زنانير را ايستگاه خود قرار مىدهند . ( 2 ) . اى خانهء خالى شدهء « سلمى » توقعى از تو جز نرمش ندارم همانگونه كه از دينا توقع دارم . « زنانير » بيت 1 و 2 اين قطعه در چ ع 3 : 129 : 20 - 21 و بيت سوم در چ ع 1 : 832 : 16 نيز آمده است . هواى تابستانى برايش مىآورد و از ميان كوچك تپههاى « كور » به ما مىرسد . بيت اول اين قطعه در چ ع 4 : 480 : 9 و بيت دوم در چ ع 4 : 319 : 18 نيز ديده مىشود . ( 3 ) . ش . ش : 502 از لباب 2 : 76 ، انساب 279 . ( 4 ) . و اين غير از « زنبوق » است كه ميان « سروزان » و « زرنج سيستان » است ( لسترنج ص 368 ) . ( 5 ) . ن . ك : قزوينى . آثار ع ص 383 ، جهانگير 452 ، مراد چ 2 : 145 ، تقويم بو الفدا - آيتى ص 580 - 581 ، در كرانهء زنجان رود است . ( لسترنج ص 239 ) . ( 6 ) . ش . ش : 436 از انساب 279 ، لباب 2 : 77 پنجاه ميلى شمال باختر ابهر . ( 7 ) . ش . ش : 2116 از انساب 279 ، معجم المؤلفين 7 : 297 ، طبقات سبكى 5 : 202 ، هدية العارفين 1 : 782 ، اكمال 1 : 229 ، كشف الظنون 733 ، طبقات اسنوى 1 : 616 . ( 8 ) . ش . ش : 1167 از انساب 279 ، تذكرة الحفاظ 3 : 1174 ، عبر 3 : 276 ، طبقات الحفاظ 440 ، مشتبه 1 : 324 ، شذرات : 339 .